دل نوشته ها
آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم؛ نه به هر قيمتي زندگي كنيم ...
چيزي كه بيشتر از همه اين روزا وقتم رو گرفته ساختن يه پوشش هست واسه يكي از حياط هاي دانشكده! شايد واسه ديگران چيز عجيبي باشه اما واسه ما شده يه خواب و خيال از صبح اول صبح كه مي ريم دانشكده تا ۷-۸ شب داريم تلاش مي كنيم واسه تكميل كردن و تحويل دادن همين گنبد تا شايد فرجي بشه و استاد نمره هامون رو رد كنه از اين بحثا كه بگذريم، اومدم تا بگم واسه يكي از دوستان همگي شاد باشين و موفق جي.پي.واسواني "جرم اين است که ندانيم زندگی خيلی ساده تر از اينهاست که ما فکر مي کنيم " . فردریش نیچه این پت و مت روی در اتاقم هستن که منو یاد خودم و مهسا می ندازه! این خرس خواب الو هم منو به یاد روزهای شیرین سال پیش می ندازه! گاهي وقت ها با خود مي انديشم : «ميان من و ديگران ، فاصله اي ست گویی در کار من اشتباهی است ... وقتي اين اشتباه بر طرف شود من به همه ي مردم نزديک خواهم شد و شايد آنها را با عشقي جديد ، دوست بدارم...» جبران خليل جبران دو فرشته ي مسافر براي گذراندن شب در خانه ي يك خانواده ي ثروتمند فرود آمدند اين خانواده رفتار نا مناسبي داشتند و دو فرشته را به مهمان خانه ي مجللشان راه ندادند بلكه زيرزمين سرد خانه را در اختيارآنها گذاشتند.فرشته پير درديوار زيرزمين شكافي ديد آن را تعمير كرد.وقتي فرشته جوان از او پرسيد چرا چنين كاري كرده اوپاسخ داد همه ي امور به آن گونه كه مي نمايند نيستند. برگرفته از سایت کوچولو دلتنگ روزهایی که عطر حضور تو تمام وجودم را پر می کرد... دلتنگ همه شبهایی که گریه تنها موسیقی روح نوازش بود و آرامبخش من... دلتنگ تمام لحظات پر اندوهی که بیاد تو ودر فراق تو سپری می شد... مولا مرا و قلب کوچکم را دریاب..... دریاب که بی تو سخت تنهایم.... که به خاطرش یه چند روزیه که نتونستم آپ کنم. دیروز هم که دیگه آخرش بود. از ۸:۳۰ صبح تا ۱۰:۳۰ شب یه ریز داشتیم روی sheetبندی کار می کردیم که نتیجه اش همین عکسایی هست که می بینین بعدم که تا ۳ بیدار بودم واسه تکمیل کارا! یه ساعتی میشه که کارو تحویل دادیم. خدا می دونه و نتیجه اش امیدوارم هیچ موقع به روز ما نرسین مي گيم بارونو دوست داريم ولي با چتر مي ريم زير بارون . مي گيم :گل رو دوست داريم ولي از شاخه مي شكنيمش . مي گيم:پرنده ها رو دوست داريم ولي مي زاريمش تو قفس . پس چطوري مي خواهيم آدما نترسن وقتي بهشون مي گيم : دوسشون داريم... خنده می گوید به سوی من بیا اثرات جسمی خنده خنده صورت را زیبا می سازد. خنده سن فرد را کمتر نشان می دهد. خنده در طولانی نمودن عمر نقش موثر دارد . خنده زبان مشترک همه جهانیان است. خنده انبساط عروقی ایجاد می کند که در سلامتی موثر است. خنده گرفتن اکسیژن است. خنده با بازدم انجام می شود و این کار باعث می گردد co2 از خون خارج شده و احساس مطلوبی ایجاد نماید . خنده تعداد ضربان قلب را کاهش می دهد . که در سلامتی موثر است . خنده به دلیل شستن co2 از خون صورت را شفاف می کند . خنده هورمون سروتونین را افزایش داده احساس سرخوشی ایجاد می نماید . خنده آن قدر مهم است که عکاسان می گویند :" لبخند ، لبخند ، لطفا لبخند بزنید ." خنده به دلیل انبساط عروقی ، ترمیم بافت های آسیب دیده را تسهیل می نماید . خنده از بیماری زخم معده و اثنی عشر جلوگیری می کند . خنده کلسترول خون راکاهش می دهد . خنده در پیشگیری از " سکته قلبی " و " سکته مغزی " بسیار موثر است . خنده " دویدن بی حرکت " نام گرفته است و به این دلیل افراد لاغر را چاق و افراد چاق را لاغر می کند. خنده باعث می شود که به دندان هایمان بیشتر توجه کرده درنظارت آن ها بکوشیم . خنده زیاد ، مشکل فیزیولوژی ایجاد نمی کند چرا که خنده زیاد باعث ریزش اشک از چشم می شود و این نوعی مکانیسم جبرانی یا دفاعی است که فشار خون مغزی را کاهش می دهد. خنده برخلاف تصور عموم چروک صورت را از بین می برد ولی " اخم " چین و چروک صورت را زیاد می کند . خنده باعث افزایش ترشح اندرفین مغز می شود ( اندرفین نوعی مرفین است که از مغز ترشح می شود )و باعث احساس سرخوشی و شادی می شود . خنده تحمل دردهای جسمی را آسان تر می سازد . خنده با افزایش سن نسبت عکس دارد. متاسفانه هر چه سنمان زیادتر شود کمتر می خندیم . خنده گرفتگی ها و کرامپ های عضلانی را برطرف می سازد . خنده باعث رفع خستگی می شود . اثرات روانی خنده هیچ هزینه ای ندارد . خنده پیامی زیبا دارد و آن این است :" به سوی من بیایید ." خنده خنده می آورد و مسری است . خنده در هیچ حیوانی دیده نمی شود و مختص آدمی است . خنده نقش درمانی دارد ، آن قدر که در بیمارستان های امروز اتاق خنده طراحی شده است . خنده آن قدر مهم است که معمولا در هر روزنامه صفحه طنزی ، هر درباری دلقکی و هر شبکه تلویزیونی فیلم کمدی دارد . خنده در هر شرایطی امکان پذیر بوده و قابل دسترسی است . خنده " محبوبیت " و " جذابیت" ایجاد می کند . خنده قدرت یادگیری را افزایش می دهد ، نقش خنده در کلاس های درسی و آموزشی فوق العاده است . خنده شادی می آورد همان طور که شادی خنده می آورد. خنده نشانه رضایت از وضعیت موجود است . خنده نوعی تخلیه بوده ، تنش ها و احساسات سرکوب شده را رها می سازد . خنده نشانه بارز اعتماد به نفس ، سلامت روان و احساس امنیت است . خنده سبب می شود دوستان بیشتری پیدا کنیم . خنده انعطاف پذیری را زیاد می کند. خنده در بروز ایده های نو و خلاق موثر است . خنده در بهبود روابط انسانی بسیارموثر است. پس چرا نمی خندی؟! مامان با يه ني ني كوچولو وارد خونه شدن. همين كه چشمم به ني ني افتاد، با همون لهجه يزدي خودمون گفتم : " اَق ! چرا اقّه خاره؟ " * مامان بهم گفتن خودتو يادت نيست ! بعد به بابام گفتن : " حاج آقا! يادتونه؟ " بابام گفتن : " زنگ زدم بيمارستان، پرسيدم كوچولو شبيه كيه؟ مامانت جواب داد: نمي دونم، شبيه هيچ كي نيست! يه صورت داره ريزه ميزه كه .... " مامان ادامه شو گفتن : " كه فقط ۲ تا چشم توشه! " بابام گفتن : " نه! گفتي يه صورت داره ريزه ميزه كه ۲ تا چشم به بينيش آويزونه! " ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *پ.ن اين جمله رو واسه غير يزدي ها ترجمه مي كنم : اَق ! چرا اين قدر زشته ؟ هر چه ايمان بنده خدا زيادتر شود، محبت او به زنان بيشتر مي شود. هر ديني منشي دارد و منش اسلام حياست. کسی که دیده های او عفیف باشد، اوصافش نيكو خواهد بود. كسي كه عفت داشته باشد، گناهانش سبك و منزلتش در درگاه خداوند زياد خواهد شد. كسي كه دختري داشته باشد و او را نيك تربيت نمايد و از نظر علم خوب تعليمش دهد، همانا چنين دختري مانع رسيدن آتش جهنم به والدين خود خواهد بود. حيا تمام دين است. حيا كليد رسيدن به همه خوبي ها و مانع زشتكاري هاست. ريشه عفت قناعت است و ميوه آن كم شدن اندوه ها. محصول پاكدامني قناعت است. اين همه تلاش ، زحمت دادن به ديگري و ... آخرش بايد يه ضايع كاري مي بود ديگه! اگه ضايع كاري نميشد كه من به خودم شك مي كردم دقيق يادم مياد روزي كه قرار بود هر كسي يه كاري رو تحويل بگيره واسه ارائه پروژه Auto CAD . بعد از كلي دوندگي و ضمانت و ... تونستيم نقشه مجموعه سلطان بندرآباد رو تحويل بگيريم. من و مهسا ! برنامه هامون رو جور كرديم و بالاخره يه روز با به زحمت انداختن داداش مهسا جان رفتيم و يه Scan از اون نقشه گرفتيم. من و مهسا ! پولشو سه تايي قسمت كرديم ( نه! رياضياتم ضعيف نيست. آخه سه نفر بوديم. تا آخر بخونين، مي فهمين چي دارم ميگم .) تا اونجايي كه ميشد، برنامه مي ريختيم كه بريم مركز محاسبات و گروهي كارمون رو انجام بديم. من و مهسا ! يه روز مهسا، يه روز من ! منظورم به Cool Disk مهسا است كه مي برديم خونه تا كارمون رو انجام بديم و بريزيم روش واسه ادامه توي دانشكده يا خونه . با هزار مكافات بالاخره راه افتاديم و ياد گرفتيم با CAD كار كنيم. من و مهسا ! تازه بعد از كشيدن نصف نقشه، فهميديم كه اون نيمه رو نمي تونيم به اين نيمه بچسبونيم. من و مهسا ! روز از نو، روزي از نو! اين دفعه از نقشه Print گرفتيم، دو تيكه رو به هم چسبونديم و ... . من و مهسا ! به هر حال نقشه رو كاملش كرديم و اصلاحش هم كرديم. من و مهسا ! با استاد هم صحبت شديم و رفتيم دفتر استاد. من و مهسا ! موند Label و طرح روي قاب CD . خودمون كه توي اين زمينه صفر بوديم. تمام زحمت هامون افتاد روي دوش يه دوست عزيز كه يه روزه تمام كاراي طراحي رو انجام دادن و واسمون فرستادن. پرسيدن روش چي بنويسم؟ - نام طرح، زمستان ۸۶، اسم استاد، اسم من و دوستم مهسا ! طراحي هم با تمام خجالت زدگيمون پيش اين دوست عزيز تموم شد. نوبت Print بود كه اونم به سلامتي تموم شد. اي خدا!!!!!!!!!! چرا من بايد درست ۱۰۰ متر مونده به خونمون يادم بياد كه نفر سومي هم وجود داشته توي گروهمون؟! راه حل : يه روان نويس مشكي، كمي دقت، خراب كردن همه چيز! اسم نفر سوم رو خيلي تابلو مي نويسم كنار اسم من و مهسا ! اي خدا!!!!!!!!!! تغيير پسورد ويندوز بدون دونستن پسورد قبلي از منوي Start گزينه ي run رو بزنيد، بعد از اون control userpasswords2 رو تايپ كنيد. توي منويي كه باز ميشه اسم userها رو نوشته كه شما مي تونيد روي هر كدوم كه مي خواين كليك كنين و از اون پايين resetpassword رو بزنيد تا بتونيد پسورد جديد رو انخاب كنيد. نكته: نميشه pass اون user رو كه توشين عوض كنيد ولي مي تونيدpass ادمين رو تغيير بديد و بعدش از تو اون پسورد user خودتون رو عوض كنيد. خاموش كردن سريع رايانه براي اين كار كافيه فقط كليدي رو كه روش لوگوي ويندوز هست رو فشار بديد و بعد دوبار كليد U رو بزنيد. به همين سادگي سيستم شما خاموش ميشه. ![]()
![]()
دعا كنين. من واسش آروزي موفقيت رو دارم !![]()

اینا هم روی میز کامپیوترمه که منو یاد روز تولدم می ندازه!

شب بعد اين دو فرشته به منزل يك خانواده فقير ولي بسيار ميهمان نواز رفتند.بعد از خوردن غذاي مختصر زن و مرد فقير رختخواب خود را در ختيار دو رشته گذاشتند.
صبح روز بعد فرشتگان زن و مرد فقير را گريان ديدند.گاو آنها كه شيرش تنها وسيله گذراندن زندگيشان بود در مزرعه مرده بود.
فرشته جوان عصباني شد واز فرشته پير پرسيد چرا گذاشتي چنين اتفاقي بيافتد؟خانواده قبلي همه چيز داشتند و با اين حال تو كمكشان كردي اما اين خانواده دارايي اندكي دارند وتوگذاشتي گاوشان هم بميرد.
فرشته پير پاسخ داد وقتي در زيرزمين آن خانواده ثروتمند بوديم ديدم كه در شكاف ديوار كيسه اي طلا وجود دارد از آنجا كه آنان بسيار حريص و بدل بودند شكاف را بستم وطلاها را از ديدشان مخفي كردم.
ديشب وقتي در رختخواب زن ومرد فقير خوابيده بوديم فرشته مرگ براي گرفتن جان زن فقير آمد ومن به جايش آن گاو را به او دادم.همه امور بدان گونه كه مي نمايند نيستند وما گاهي اوقات خيلي دير به آن موضوع پي مي بريم.
![]()
![]()

![]()

![]()

![]()

![]()


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


| Design By : Night Skin |





