تبليغاتX
دل نوشته ها


دل نوشته ها

آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم؛ نه به هر قيمتي زندگي كنيم ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن

دایی جون! خیلی دوست دارم ...

با اینکه می دونم به این جا سر نمی زنی.

همیشه آدمو غافل گیر می کنی ...

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:22 توسط محبوبه| |

یه سفر کوتاه اما عمیق !

حرف نداشت. عالی بود.

برای اولین بار دستم به ضریح رسید ...

انگار همه چیز واست جور شده بود ...

تمام سفرم ... !!!

 

خیلی خیلی خوب بود!

باورم نمی شد ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

خوشا به حال آنان که نیاز خود را به خدا احساس می کنند، زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان است.
خوشا به حال آنان که مهربان و با گذشت اند، زیرا از دیگران گذشت خواهند دید.
خوشا به حال پاکدلان ، زیرا خدا را خواهند دید..
گمان مبرید که آمده ام تا تورات موسی و نوشته های سایر انبیاء را منسوخ کنم ؛ من آمده ام آنها را تکمیل نمایم و به انجام رسانم.  هر که احکام خدا را اطاعت نماید و دیگران را نیز تشویق به اطاعت کند، در ملکوت آسمان بزرگ خواهد بود.
 او (خدا) آفتاب خود را بر همه می تاباند؛ چه بر خوبان، چه بر بدان، باران خود را نیز بر نیکوکاران و ظالمان می باراند.
از کسی ایراد نگیرید تا از شما نیز ایراد نگیرند. زیرا هر طور که با دیگران رفتار کنید، همانگونه با شما رفتار خواهند کرد. چرا پر کاه را در چشم برادرت می بینی، اما تیر چوب را در چشم خودت نمی بینی؟ چگونه جرأت می کنی بگویی : اجازه بده پر کاه را از چشمت در آورم ، در حالی که خودت چوبی در چشم داری؟
بخواهید تا به شما داده شود، بجویید تا بیابید، در بزنید تا به روی شما باز شود، زیرا هر که چیزی بخواهد، به دست خواهد آورد، و هر که بجوید ، خواهد یافت . کافی است در بزنید که در به رویتان باز می شود.
آنچه می خواهید دیگران برای شما بکنند، شما همان را برای آنها بکنید.
                                                                                              حضرت عیسی

 

نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 11:49 توسط محبوبه| |

خداوند گفت: دیگر پیامبری نخواهم فرستاد، از آنگونه كه شما انتظار دارید، اما جهان هرگز بی‌پیامبر نخواهد ماند، و آنگاه پرنده‌ای را به رسالت مبعوث كرد.

پرنده آوازی خواند كه در هر نغمه‌اش خدا بود.عده‌ای به او گرویدند و به او ایمان آوردند.
و خدا گفت:اگر بدانید،
حتی با آواز پرنده‌ای می‌توان رستگار شد.

خداوند رسولی از آسمان فرستاد باران، نام او بود. همین كه باران، باریدن گرفت، آنان كه اشك را می‌شناختند، رسالت او رادریافتند، پس بی‌درنگ توبه كردند و روحشان را زیر بارش بی دریغ خدا شستند.
خدا گفت:اگر بدانید با رسول باران هم می‌توان به پاكی رسید.
خداوند پیغامبر باد را فرستاد، تا روزی بیم دهد و روزی بشارت. پس باد روزی توفان شد و روزی نسیم و آنان كه پیام او را فهمیدند، روزی در خوف و روزی در رجا زیستند.
خدا گفت
: آنكه خبر باد را می‌فهمد، قلبش در بیم و امید می‌لرزد و قلب مومن این چنین است.

خدا گلی را از خاك برانگیخت، تا "معاد" را معنا كند. و گل چنان از رستاخیزگفت كه از آن پس هر مومنی كه گلی را دید، رستاخیز را به یاد آورد.

خدا گفت : اگر بفهمید، تنها با گلی قیامت خواهد شد.
خداوند یكی از هزار نامش را به دریا گفت. دریا بی‌درنگ قیام كرد و سپس چنان به سجده افتاد كه هیچ از هزار موج او باقی نماند. مردم تماشا می‌كردند، عده‌ای پیام دریا را را دانستند،
پس قیام كردند و چنان به سجده افتادند، كه هیچ از آنها باقی نماند.
خدا گفت
:
آن كه به پیغمبر آب‌ها اقتدا كند، به بهشت خواهد رفت.
و به یاد دارم كه فرشته‌ای به من گفت
:
جهان آكنده از فرستاده و پیغمبر و مرسل است، اما همیشه كافری هست تا باران را انكار كند و با گل بجنگد. تا پرنده را دروغگو بخواند و باد را مجنون و دریا را ساحر.
اما همین امروز ایمان بیاور كه پیغمبر آب و رسول باران و فرستاده باد، برای ایمان آوردن تو كافی است...

 

 

                        

 

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

ب.ن

یه چند روزی مهمون امام رضا هستم.

اگه بدی، خوبی دیدین؛ حلال کنین ...

 

خدا پشت و پناه همگی

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:23 توسط محبوبه| |

این عکس واسه ی استقبال باباییمه وقتی اون وقتا از مکه برگشته بودن.

هر دفعه این عکسو می بینم به وجد میام و می خوام برم پیش بابام و بگم خیلی دوسشون دارم ...

تازگی ها هم هر موقع یه کم پکرم با دیدن این عکس همه چیز یادم میره. خدا خانواده همه رو واسشون نگه داره !

 

(به دلایلی برداشته شد)

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 10:4 توسط محبوبه| |

احساس سبکی می کنم چون

 

می خوام هیچ کی رو دوس/ دوست / دوسط  نداشته باشم.

 

این جرمه؟!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن

شاید؟! این دفعه ادامه ی مطلبم دلنشین تر باشه !

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:4 توسط محبوبه| |

 

نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 9:9 توسط محبوبه| |

این پست مخصوص شماهاست ...

هر چی دوست دارین (هرچی)می تونین بگین تا من بذارمش به جای همین چند جمله !

 

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:31 توسط محبوبه| |

الهام جان!

تو که نظر خصوصی گذاشتی چرا آدرس وبلاگ یا E-mail ات رو نذاشته بودی تا من ببینم چی کار می تونم بکنم ؟!

آخه من یکی دو تا الهام می شناسم. متوجه نشدم تو کدوم یکی هستی ...

ممنون میشم اگه یه نشونی بهم بدی.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ب.ن (بعد نوشت)

معذرت می خوام الهام جون !

بچه تو که همون رفیق خودمی

چشم! (اینم جواب نظرت)

ممنون که زود خبرم دادی.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پ.ن

روی صحبتم با یکی هست که خودش می دونه.

"صبحی با خوندن مطلب وبلاگت نگرانت شدم."

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:15 توسط محبوبه| |

روزي پسر بچه اي در خيابان سكه اي يك سنتي پيدا كرد. او از پيدا كردن اين پول آن هم بدون هيچ زحمتي خيلي ذوق زده شد.
اين تجربه باعث شد كه بقيه روزها هم با چشم هاي باز سرش را به سمت پايين بگيرد(به دنبال گنج). او در مدت زندگيش 296 سكه 1سنتي 48 سكه 5 سنتي 19 سكه 10 سنتي 16 سكه 25 سنتي 2 سكه نيم دلاري ويك اسكناس مچاله شده 1دلاري پيدا كرد.در مجموع 13 دلار و 26 سنت.
در برابر به دست آوردن اين 13 دلار و26 سنت او زيبايي دل انگيز 31369 طلوع خورشيد درخشش157رنگين كمان و منظره ي درختان افرا در سرماي پاييز را از دست داد .
او هيچ گاه حركت ابرهاي سفيد را بر فراز آسمان در حالي كه از شكلي به شكل ديگر در مي آمدند نديد.  پرندگان در حال پرواز درخشش خورشيد و لبخند هزاران رهگذر هرگز جزئي از خاطرات او نشد.

 

_____________________________________________________

 

پ.ن

* نمی خوای پی نوشتم رو بخونی؟!  طولانیه؟ خوب نخون. تصمیم با خودته اما اگه به حرف من باشه، میگم به خوندنش می ارزه هرچند منم مثل بقیه آدما هستم و ...

 

 

زندگی رو سخت نگیر.

"انسان هر وقتی از پیش‌آمد آینده درباره‌ی خود اندیشید و از آن، بیم و هراس در خاطرش نشانید، آن خطر زودتر او را تعقیب می‌کند"   بو علی سینا

 

هیچ موقع نذارین یه اتفاقی که توی زندگیتون افتاده این قدر واستون بزرگ بشه که ادامه ی زندگیتون رو در تاثیر اون بگذرونین. زندگی رو زیبا ادامه بدین. هرچند که تا حالا این کار رو نکردین.

" پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنست که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی "    ماهاتما گاندی

" من آینده را دوست دارم چون بقیه عمرم را باید در آن بگذرانم "   کترینگ

 

توی گذشته ات چی رو می خوای بیرون بکشی؟

اگه خیلی هنر داشتی، وقتی دیروزت امروز بود؛ هر کاری باید، می کردی. از دیروز شدن امروزت بترس. از درسای دیروزت واسه ی امروزت استفاده کن. همین ! به خوشی ها و ناخوشی هاش دیگه کاری نداشته باش. گذشت آنچه که گذشت !

 

 

هیچ موقع واسه ی شروع دیر نیست ...

 

 

زندگی با تمام زشتی هاش، باز هم زیباست. کافیه تو چشماتو به روشون باز کنی !

" زندگی مانند نقش و نگارهای قالی ایرانی است که زیبا هست ولی درک معنای آن مشکل است "   آلدوس هاکلی

 

خودت رو با ناراحتی ها گول نزن. خودت باش !


"
دنيا به اميد برپاست و انسان به اميد زنده "   علي اكبر دهخدا

 

ببین من نصف توام !!!

حتی یه پی نوشت هم می تونه طولانی تر از خود متن باشه، اگه تو بخوای !

روی پی نوشت های زندگیت بیشتر فکر کن.

 

 

الهی؛ اگر ذکر تو را تنها بر زبان جاری می کنم؛ کمک کن ایمانم از تمام دل و اندیشه ام جاری گردد.

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:2 توسط محبوبه| |

از این عکسا خوشم اومد، باز نگین فلان شده بهمان شده ...

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 9:47 توسط محبوبه| |

مدتیه وقتی دلم می گیره یه فال حافظ خیلی بهم آرامش میده. فقط حیف که فهمم پایینه و مقدار کمی از حرفاشو درک می کنم :

 

 دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بسدگر ز منزل جانان سفر مکن درویشوگر کمین بگشاید غمی ز گوشه دلبه صدر مصطبه بنشین و ساغر می​نوشزیادتی مطلب کار بر خود آسان کنفلک به مردم نادان دهد زمام مرادهوای مسکن مولوف و عهد یار قدیمبه منت دگران خو مکن که در دو جهانبه هیچ ورد دگر نیست حاجت ای حافظ

نسیم روضه شیراز پیک راهت بسکه سیر معنوی و کنج خانقاهت بسحریم درگه پیر مغان پناهت بسکه این قدر ز جهان کسب مال و جاهت بسصراحی می لعل و بتی چو ماهت بستو اهل فضلی و دانش همین گناهت بسز ره روان سفرکرده عذرخواهت بسرضای ایزد و انعام پادشاهت بسدعای نیم شب و درس صبحگاهت بس

 

نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 12:4 توسط محبوبه| |

 

  یکي خوابش سنگين ميشه تختش ميشکنه .
بعد از خواب ميپره دستش هم ميشکنه .
فرداش از مرحله پرت ميشه پاش هم ميشکنه .
ميزنه به سرش سرش هم مي شکنه .
خودش رو ميزنه به اون راه گم ميشه .
کلي اعصابش خرد ميشه نوار خالي گوش ميده .
فرداش ميره نوار مغز ميگيره ميبينه20 دقيقه ي اولش خالييه .
يه هو ميخوره زمين تا خونه سينه خيز ميره .
يه روز ميخوره به شيشه ميگه عجب هواي سفتي .
روز بعد ميخوره به ديوار ميگه ببخشيد .
فرداش بازم ميخوره به ديوار واي ميسته تا پليس بياد .
دوپينگ ميکنه براي اينکه کسي نفهمه آخر ميشه .
ميره لايه اوزون رو ميدوزه اون ورش ميمونه .
ميره پشت بوم ميخوابه سردش ميشه ميره در پشت بوم رو  ميبنده .
سوار اتوبوس ميشه از يکي خوشش مياد  شماره اتوبوس رو ور ميداره .
بعد از اين همه اتفاق بي هوا از خونه ميره بيرون خفه ميشه .

نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 15:11 توسط محبوبه| |

 

 

نامم را پدر انتخاب کرد، نام فامیلم را یکی از اجدادم، دیگر بس!
راهم را خودم انتخاب خواهم کرد!

 

دکتر علی شریعتی 

  

 

نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 18:46 توسط محبوبه| |

قربون عظمت خدا برم که همیشه کنارمونه و ما ازش غافل .

نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 22:25 توسط محبوبه| |

مرد جوان :ببخشید آقا میشه بگین ساعت چنده؟؟

پیرمرد:معلومه که نه

 چرا آقا .. مگه چی ازتون کم میشه اگه به من ساعت رو بگین ؟؟

یه چیزایی کم میشه ... و اگه به تو ساعت رو بگم به ضررم میشه

ولی آقا آخه میشه به من بگین چه جوری؟؟

ببین اگه من به تو ساعت رو بگم مسلما تو از من تشکر میکنی و شاید فردا دوباره از من ساعت رو بپرسی نه؟؟

خوب .. آره امکان داره 

امکانش هم هست که ما دو سه بار یا بیشتر باز هم همدیگه رو ملاقات کنیم و تو از من اسم و آدرسم رو هم  بپرسی

خوب ... آره این هم  امکان داره

 

یه روزی شاید بیای خونه من و بگی داشتم از این دور ورا رد میشدم گفتم یه سری به شما بزنم و منم بهت  تعارف کنم بیای تو تا یه چایی با هم بخوریم .. و بعد  این تعارف و ادبی که من به جا آوردم باعث بشه که تو دوباره بیای دیدن من  و در اون زمانه که میگی به به چه چایی خوش طعمی و بپرسی که کی اونو درست کرده

آره ممکنه

بعدش من به تو میگم که دخترم چایی رو درست کرده و در اون زمان هست که باید دختر  خوشگل و جوونم رو به تو معرفی کنم و تو هم  از دختر من خوشت بیاد

لبخندی بر لب مرد جوان نشست

در این زمان هست که تو هی میخوای بیای و دختر منو ملاقات کنی و ازش میخوای باهات قرار بزاره و یا این که با هم  برین  سینما

     مرد جوان از تجسم این موضوع باز هم لبخند زد

دختر من هم کم کم به تو علاقمند میشه و  همیشه چشم انتظارته که بیای 

و پس از ملاقات های مکرر تو هم عاشقش میشی و ازش درخواست میکنی که باهات ازدواج کنه

مرد جوان  دوباره لبخند زد 

 

یه روزی هر دو تاتون میایین پیش من و به عشقتون اعتراف میکنین و از من واسه عروسیتون اجازه میخواین

اوه بله ... حتما و تبسمی بر لبانش نشست

 

پیرمرد با عصبانیت به مرد جوان گفت : من هیچوقت اجازه نمیدم که دختر دسته گلم با آدمی مث تو که حتی یه ساعت مچی هم نداره ازدواج کنه.. میفهمی؟؟؟؟ و با عصبانیت دور شد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پ.ن

حالا جرات داری بپرس ساعت چنده !

نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 10:40 توسط محبوبه| |

 

دل را باید پاک کرد

شاید از این کوچه کسی بگذرد ...

 

نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:29 توسط محبوبه| |

"از تک بودن،نترس که متفاوت باشی"

"میلیون ها نفر سیب های افتاده رو دیدن ولی نیوتون پرسید چرا!"

"با مثبت اندیشی نصف کار رو انجام دادی"

"تبدیل یه چیز ساده به یه چیز پیچیده عادیه،تبدیل یه چیز پیچیده به یه چیز خیلی ساده،خلاقیته!"

"همه عجایبی که در زندگیت به دنبالشون هستی در درون خودت منعکس شده"

"عشق خیره شدن به یکدیگر نیست!عشق با هم نگاه کردن به بیرون در یک جهته"

 

"دور نما، بد بین سختی ها رو در فرصت ها میبینه،خوشبین زیبایی ها رو در هر سختی"


"دگرگون شدن!اگر همیشه به دانسته هات چسبیده باشی هیچ وقت پیشرفت نمی کنی"

"خودت رو به سمت ماه پرتاب کن،حتی اگر موفق نشدی بین ستارگان فرودخواهی آمد"

"فقط خودتی که می تونی راه خودت رو انتخاب کنی"

 

نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 13:48 توسط محبوبه| |

 

خانه اش ویران باد

هر کسی می خواهد ...

من و تو

ما

 نشویم!

نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 13:0 توسط محبوبه| |


Design By : Night Skin