تبليغاتX
دل نوشته ها
دل نوشته ها

آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم؛ نه به هر قيمتي زندگي كنيم ...

با این که اکثر بچه ها به علت پرحرفی استاد (البته در مورد موضوعات درسی و موضوعات جانبی اون) و طول کشیدن کلاساش از کلاسای دکتر ناراضی ان اما من کلاسای دکتر اولیا رو خیلی دوست دارم.

اول ترمه و با دکتر اولیا درس برداشت داریم. قراره گروه تایین کنیم و آخر سر علی رغم اینکه دکتر گفته بهتره گروهتون سه نفره باشه؛ یه گروه 4 نفره شدیم. من و مهسا و ملیحه (معروف به ملی) و آقای ... (علیرضا). خونه ای که برداشت* می کنیم باید خونه قدیمی باشه. دکتر خانواده منو می شناسه. خونه ی ننه آقا (مادربزرگ مامانم - مامانِ آقایی) رو پیشنهاد می دم و دکتر تایید می کنن- البته ننه آقا دو سالیه به رحمت خدا رفتن و عموی مامان توی خونه زندگی می کنن - یه جلسه کلاس رو با حضور همه ی بچه ها اون جا تشکیل می دیم. 

می دونم ترم که تموم میشه؛ تازه ما باید پروژه برداشت رو شروع کنیم و تابستونمون رو پر می کنه. اول تابستون فقط یه دفعه رفتیم برداشت. بعد گروه طرح علیرضا اینا تحویل پروژه داشتن. صبر می کنیم تا آخر تیر.

حالا دیگه علیرضا رفته شهرشون و برگشته، قراره پروژه برداشت رو شروع کنیم. مهسا خداحافظی می کنه واسه مالزی. (کارای برداشت اون یه دفعه؛ دست مهساست اما هیچ کدوم حواسمون نیست) داداش ملی هم مراسم ازدواج داره و ملی نمی تونه بیاد. علیرضا می خواد هر چی زودتر پروژه تموم بشه و بره شهرشون. همه می خوایم تا قبل از رمضون دوندگی های پروژه تموم بشه. اینه که مجبوریم دوتایی بریم برداشت؛ با اینکه مجبور شدیم همه چیزو از صفر شروع کنیم.

زیرِ تیغِ آفتابِ مرداد ماهِ یزد! از صبح تا غروب باید برداشت کنیم. خستگی زیادی داره اما به نظر من شیرینه. حال و هوای خونه ی عمو اینا؛ رفت و آمداش؛ محله ی قدیمی؛ آدمایی که تو این روزا باهاشون آشنا می شم؛ همه و همه باعث می شه با تمام خستگی ها و کوفتگی ها از پروژه ناراضی نباشم. خصوصاً اینکه وقتی فقط دو نفر هستیم؛ نمی تونم کم کار کنم، پس از خودم ناراضی نمی مونم که کاری نکردم.

خلاصه اینکه؛ خیلی خسته می شم؛ اما بدک نیست. مشغولم. برداشت تموم بشه، باید بکوب پروژه طرح رو کار کنم؛ زمین مونده.

کاریکاتوری از دکتر؛ کاری از علیرضا

________________________________

پ.ن :

  برداشت چیست؟ به کلیه ی عملیاتی که برای معرفی یک منطقه انجام می دهیم اعم از عکسبرداری - متراژ - تهیه مدارک و نقشه ها ( پلان - نما - دیتایل ها - پرسپکتیوها و ویوهای مختلف )  برداشت گفته می شود ...

نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 21:49 توسط محبوبه| |

سکانس اول - دانشگاه - کلاس طراحی معماری 1

استاد :
معمارا نمی تونن بچه ی آدم باشن.
(درگیری ذهنی من: راست میگه ها، بذار نمونه اش رو پیدا کنم )

استاد :
معمارا اولاً که باید خاکی باشن دوماً باید همه ی ظرفیت ها رو تجربه کرده باشن. یه جور دیگه بهتون بگم، باید "لات" باشن البته نه به معنای منفیش.
( من هنوز درگیر حرف اول استادم که نمونه اش رو در مورد خودم پیدا کنم )

سکانس دوم - خونه - اتاقم

( دوربینمو بر می دارم، دو سه تا سوژه رو عکس می گیرم )


سوژه اول :
CD هایی که به دیوار اتاقم زدم

سوژه دوم : اون فال حافظی*1 که مثل طومار شده و به دیوار اتاقم زدم

سوژه سوم : سه تا شاخه گل رزی*2 که خشک کردم و گذاشتم تو دو تا بطری Istak روی میز ترسیم


_____________________________________

*پ.ن1 :
گفته بودم دوستم شب یلدا واسم بگیره.

*پ.ن2 :
اولی رو فروزان؛روز تولدم، دومی رو الهام؛ روزی که دعوتش کردم با بچه ها بیاد خونمون، و سومی رو سعیده؛ شبی که همه ی بچه های کلاس (دوران دبیرستان) رو دعوت کردم واسه ی افطار بهم هدیه دادن.

*پ.ن3 :

شرمنده اگه کیفیت عکسا پایینه، مجبور شدم کیفیتشو بیارم پایین تا راحت load بشه.

واسه ساقی که از art بچه معمارا گفته بود می تونه به ادامه مطلب رجوع کنه تا یکی از art های منو ببینه!


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 19:40 توسط محبوبه| |

قابل توجه اونايي كه تمسخر مي كردن كه معمارا آخرش چي كاره مي شن؟! نقاشي مي كشن يا بنايي مي كنن؟

 

فارغ التحصيلان رشته ي  معماري در نهايت مي توانند در زمينه هاي زير ايفاي نقش كنند:

 

  1. طراحي ( تك بنا يا مجموعه ي زيستي كوچك )، از طرح هاي اوليه تا مراحل اجرايي كار و طراحي اجزا و عناصر تشكيل دهنده ي بنا
  2. رهبري و سرپرستي دفاتر مشاور معماري ( مهندسي مشاور )
  3. نظارت عمومي و عالي بر صحت انجام كار در عمليات اجرايي ساختماني ( مهندسي ناظر )
  4. مديريت و هماهنگي اجرايي پروژه هاي معماري ( مديريت پروژه )
  5. تاسيس و سرپرستي موسسات پيمانكاري و احداث ساختمان
  6. همكاري با همه ي متخصصاني كه كارشان با سامان دهي فضاي زيس مرتبط است، مانند اكولوژيست ها، جغرافي دان ها، اقليم شناسان، برنامه ريزان اقتصادي و اجتماعي و ...
  7. طراحي پارك ها و ميدان هاي شهري و محوطه سازي
  8. مشاركت در پروژه هاي برنامه ريزي و طراحي شهري و شهرسازي
  9. طراحي تك بناها در مقياس كوچك و انجام دكوراسيون داخلي
  10.  انجام كارهاي پژوهشي و آموزشي در زمينه ي طراحي فضاي زيست
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 11:47 توسط محبوبه| |
واسه ي يكي از درسامون بايد يه فضاي معماري رو معرفي مي كرديم كه من كارخونه اقبال ( كه الآن شده پارك علم و فناوري ) رو انتخاب كردم.
از اين فضا بايد 10 تا دست آزاد* مي زدم كه اگه بشه يه 12 تايي دست آزاد مي زنم تا بتونم 10 تا بهترينش رو انتخاب كنم.
فعلاً 6 تاشو مي ذارم اين جا تا بهم كمك كنين و به ترتيب خوب بودن توي نظرات بهم بگين؛ تا بتونم يه كار خوب تحويل بدم.
كيفيت عكسام خوب نيست اما چاره اي نبود ...

پيشاپيش ممنون از كمكتون

1.

2.

3.

4.

5.

6.


____________________________________________

*پ.ن
دست آزاد يه چيزي شبيه طراحيه اما دقيقاً يكي نيستن.
توي رشته معماري يكي از چيزايي كه بايد خوب بلد باشيم، زدن دست آزاده !
نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 19:43 توسط محبوبه| |
اینم sheetهای نهایی برداشت حیاط مرتاض!

که به خاطرش یه چند روزیه که نتونستم آپ کنم.

دیروز هم که دیگه آخرش بود. از ۸:۳۰ صبح تا ۱۰:۳۰ شب یه ریز داشتیم روی sheetبندی کار می کردیم که نتیجه اش همین عکسایی هست که می بینین

بعدم که تا ۳ بیدار بودم واسه تکمیل کارا!

یه ساعتی میشه که کارو تحویل دادیم. خدا می دونه و نتیجه اش

 

 

 

 

 

 

 

 

امیدوارم هیچ موقع به روز ما نرسین

 

 

نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 13:56 توسط محبوبه| |

یکی از دوستان خواستن که در مورد معماری یه چیزی بنویسم.به نظرم واقعا به جا بود و ممنون ازشون !

 دیدم هر چه در مورد معماری بگم بازم نمی تونم وصفش کنم. یه مختصری است در مورد معماری :

 غير از هنر كه تاج سر آفرينش است

دور آن هيچ سلطنتي پايدار نيست

و بي شك معماري هنر است،هنر خلق كردن،آفريدن،جهت دادن و مقياس بخشيدن به بي كرانگي فضا و...
معماري تجسم قالبهاي درون بعد ذهن آدمي است به واسطه بعد بخشيدن به فضاي بي انتهاي هستي ،..
معماري حد آسمان وزمين است،حد درون و بيرون، كوچك و بزرگ ، محدود و نامحدود و ...

معماري هنر معني بخشيدن هاست،..

معماري آن كنايه مليحي است كه تجربه سكونت را بر گردش ميتند و خلاصه ....


" معماري واقعيتي است از جنس زندگي"

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 23:25 توسط محبوبه| |