دل نوشته ها
آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم؛ نه به هر قيمتي زندگي كنيم ...
آيا
شما را از بهترين افرادتان خبر ندهم؟ عرض كردند: چرا، اى رسول خدا. حضرت
فرمودند: خوش اخلاقترين شما، آنان كه نرمخو و بیآزارند، با ديگران انس
میگيرند و از ديگران انس و الفت مىپذيرند. فقط جهت یادآوری به خودم؛ تا شاید آدم شم! در رواياتي كه از
پيامبر(ص) و اهل بيت ايشان با تعابير متعدد نقل شده، آن بزرگواران از رد سائل و
جواب كردن او نهي كرده اند از جمله:
از
رسول خدا(ص) روايت شده كه فرمود:
«سائل
را جواب نكنيد حتي اگر به دادن سم سوخته چارپائي باشد» پرواضح است كه در اين حديث
مقصود، بخشش اندك است كه انسان ممكن است از بخشيدن مال يا شي اندك و ناچيز خجالت
بكشد درحالي كه محروم و نااميد كردن سائل اندك تر از آن است، چنانكه علي(ع) فرمود:
«لاتستح من اعطاء القليل فان الحرمان اقل منه= از بخشش اندك شرم مدار كه محروم
كردن، از آن كمتر است» (نهج البلاغه ق/67).
امام
باقر(ع) فرمود: «اگر سائل مي دانست كه در سؤال كردن ]چه مضراتي[ نهفته، هيچ گاه از
كسي درخواست نمي كرد و اگر انفاق كننده مي دانست، خودداري او از بخشش ]چه زيان
هايي[ بدنبال دارد، هيچ گاه از بخشش به ديگران دريغ و امتناع نمي كرد.»
رسول
خدا(ص) فرمود: «آن كس را كه به تو اميدوار است مأيوس مساز كه اگر چنين كني خداوند
بر تو خشم گيرد و دشمنت دارد.» از همين روست كه امام صادق(ع) در وصف جدش رسول خدا
مي فرمايد:
«رسول
خدا هيچگاه سائلي را دست خالي برنمي گرداند، اگر چيزي همراهش بود مي داد و اگر
نداشت مي فرمود: خدا مي رساند.»
امام سجاد(ع) آنگاه سائل را با اين واقعيت
آشنا مي سازد كه امتناع كردن از انفاق حالتي طبيعي براي صاحب مال و ثروت است زيرا
انسانها مسلط بر اموال خود هستند و حق تصرف در آن دارند و مختارند كه آن را ببخشند
يا پس انداز نمايند، لذا هيچ كس حتي سائل محتاج، حق ندارد صاحب مال و ثروت را
بخاطر نبخشيدن و ندادن سرزنش كند.
امام
سپس كلام خود را با عبارتي پرمعني به پايان مي برد و مي فرمايد: اگر ]فكر مي كني
انفاق كننده با ندادن چيزي[ ستمي در حق تو روا داشته، بدان كه «انسان، بسيار ستمگر
و ناسپاس است.»
در
اين عبارت كه خطاب به سائل است آمده كه اگر با ستم يا اجحافي از سوي انفاق كننده
مواجه شد و يا جواب ردي از او شنيد باتوجه به اينكه از نياز او باخبر بود يا آن
سائل از امكانات و توانمندي هاي او اطلاع داشت و اين عمل را ظلم در حق خود دانست،
اين مسأله نبايد او را به شگفتي وادارد زيرا انسان، بسيار ستمگر و ناسپاس است و
چنين رفتاري از بسياري از مردم، قابل توقع است و اين اولين و آخرين ظلم هم نخواهد بود،
براين اساس سائل بايد رفتاري متوازن و سنجيده در قبال انفاق كننده داشته باشد و
ناراحتي و خشم، او را از دايره اخلاق پسنديده خارج نسازد. منبع : اینجا ________________________________ چقدر تا حالا سائل رو رد کردی به بهانه اینکه
اینا "گدا" ن و اگه کمک کنیم زیاد می شن و پررو می شن؛ یا از این جور بهانه تراشی ها؟
"وَلا تَمنُن تَستَکثِرُ" " و منت مگذار و فزونی مطلب" آیه 6 سوره مدّثّر در
این که نهی از منت و فزونی طلبیدن در چه مواردی است باز در اینجا مفهوم
آیه کلی و گسترده است، و هرگونه منت گذاردن بر خالق و خلق را شامل می شود،
نه بر پروردگارت منت بگذار که برای او جهاد و تلاش می کنی، چرا که او بر
تو منت گذارده که این مقام منیع را به تو ارزانی داشته است. همچنین
عبادت و اطاعت و اعمال صالحت را بسیار مشمر، بلکه همیشه خود را در سر حد
"قصور" و "تقصیر" بدان، و عبادت را یک نوع توفیق بزرگ الهی برای خودت
بشمار. و
نیز اگر خدمتی به خلق می کنی چه در جهات معنوی باشد مانند تبلیغ و هدایت و
چه در جهات مادی مانند انفاق و بخشش، هیچ کدام را نباید با منت یا انتظار
جبران، آن هم جبرانی فزونتر توأم نمائی چرا که منت، اعمال نیک را باطل و
بی اثر می کند. ________________________ پ.ن : واقعاً راجع به این موضوع چقدر به حکم الهی عمل می کنیم؟ هنگامی که انسان گناه می کند از سه حال بیرون نیست، یا خودش متوجه می شود و بازمی گردد، و یا خداوند تازیانه ی "بلا" بر او می نوازد تا بیدار شود، و یا شایستگی هیچ یک از این دو را ندارد، خدا به جای بلا نعمت به او می بخشد و این همان "عذاب استدراج" است. لذا انسان باید به هنگام روی آوردن نعمت های الهی مراقب باشد نکند این امر که ظاهراً نعمت است "عذاب استدراج" گردد، به همین دلیل مسلمانان بیدار در این گونه مواقع در فکر فرو می رفتند، و به بازنگری اعمال خود می پرداختند، چنانکه در حدیثی آمده است که یکی از یاران امام صادق(ع) عرض کرد : من از خداوند مالی طلب کردم به من روزی فرمود، فرزندی خواستم به من بخشید، خانه ای طلب کردم به من مرحمت کرد، من می ترسم نکند این "استدراج" باشد! امام(ع) فرمود :"اگز این ها توام با حمد و شکرالهی است استدراج نیست"(نعمت است). برگزیده تفسیر نمونه-آیت الله مکارم شیرازی تفسیر آیه 45 سوره قلم-ج 5 ص 254 امام علی (ع) ____________________________ بعد نوشت ِ بی ربط نوشت : وقتی یه غلطی رو چند بار تکرار می کنی و هر دفعه به خودت قول می دی دیگه تکرار نمی کنم؛ این دفعه است که از دست خودت به خودزنی می افتی. دیشبمو خودم با غلط اضافی ام خراب کردم. سه روز روزه؛ باشد که آدم شوم. هیچ گاه چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن!
قلبت را خالی نگه دار و اگر هم یک روز خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن فقط یک نفر باشد! به او بگو تو را بیشتر از خدا و کمتر از خودم دوستت دارم! (بعد نوشت : دوستان؛ من خودمم به این جمله خیلی شک دارم. ) زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز دارم! * ... جالب توجه آن است که تعالیم اسلام برای مراسم ازدواج، استثناهایی در نظر گرفته که درواقع به بُعد جشن و شادمانی در ازدواج بازمی گردد. برای نمونه، غنا که آوازه خوانی طرب انگیز است، در برخی مراسم ازدواج با رعایت حدود خاص و برگزاری مجلسی که زنان کاملاً از مردان جدا هستند و صدای آن ها نیز به گوش نامحرمان نمی رسد، جایز شمرده شده است. (1) (1) از جمله تحریر الوسیله ج2، مسئله13 از مکاسب و متاجر "نظام خانواده در اسلام" - محمدرضا سالاری فر - ص44و45 انجام دادن و شنیدن غنا و کسب کردن با آن حرام است، و غنا تنها زیبا کردن صدا نیست، بلکه عبارت از کشیدن و برگرداندن صدا با کیفیت خاصی است که طرب آور و مناسب مجالس لهو و محافل طرب و آلات طرب و ادوات موسیقی باشد. و بین استعمال آن در کلام حق مانند قرائت قرآن و دعا و مرثیه، و بین غیر آن از شعر یا نثر، فرقی نیست. بلکه اگر آن را در چیزی که خداوند متعال به آن اطاعت می شود استعمال کند، عقابش مضاعف می گردد. البته گاهی غنای زنان آوازه خوان در عروسی ها استثناء می شود، و آن بعید نیست، و احتیاط ترک نشود که به زفاف عروس و مجلسی که جلوتر یا بعد از آن برای عروسی گرفته می شود، اکتفا شود. نه هر مجلسی بلکه احوط این است که مطلقاً اجتناب شود. "تحریرالوسیله" - امام خمینی(ره) - ص351 ________________________________________ احتیاط : موجباتی که رعایت آن احاطه ی کامل و اطمینان انسان به رسیدن به واقع را سبب می شود. احتیاط را ترک نکند: هر موردی که فتوایی از فقیه نسبت به آن ذکر نشده است به معنی احتیاط واجب است و اگر در همان مورد، فتوایی ذکر نشده باشد به معنی تاکید بر حسن احتیاط می باشد. احوط : منطبق با احتیاط عجب لذتی داشت وقتی مناجات امام علی (ع) (همین جا دانلود کنین و لذت ببرین ) رو می خوندیم ... اگه معنی دعاها رو بخونی؛ می فهمی مناجات با حدا عجب لذتی داره. اینم قسمتی از این دعا : ای خدای من؛ ای آقای من؛ تویی مولای من و من بنده توام و آیا در حق بنده جز مولایش که ترحم خواهدکرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی مالک وجود من و من مملک توام آیا درحق مملوک جز مالکش که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی خدای بزرگ و من بنده حقیر و ناچیز و آیا درحق بنده ناچیز جز خدای بزرگ که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی قوی و توانا و من ضعیف و ناتوان و آیا درحق ضعیفی ناتوان جز شخص قوی توانا که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی بی نیاز و من فقیر آیا درحق فقیری محتاج جز غنی بی نیاز که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی عطا بخش سائلان و من به درگاهت سائلم و آیا درحق سائل جز عطا بخشنده که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی زنده ابدی ومن مرده بی روح وآیا درحق مرده ای بی روح جز زنده ابدی که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی وجود باقی ومنم تباه و فانی و نابودم و آیا درحق فانی و نابودشدنی جز ذات باقی سرمدی که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی موجود دایم ازلی و من موجود زوال پذیر و آیا درحق موجود زوال پذیر جز ذات دائم ازل که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی روزی دهنده خلق و من روزی خواهم و آیا درحق روزی خواهان جز رازق و روزی دهنده خلق که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی صاحب جود و احسان من بخیل و آیا درحق بخیل جز شخص باجود و احسان که ترحم خواهد کرد؟ آقای من ؛ ای آقای من؛ تویی عافیت بخش و شفا بخش و من مبتلا و آیا درحق مبتلا جز عافیت و شفا بخش که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی عافیت خدای بزرگ و من بنده کوچک و آیا درحق بنده صغیری جز خدای بزرگ که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی رهنمای خلق و من بنده گمراه و آیا درحق بنده گمراه جز رهنمای عالم که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی خدای بخشاینده و من بنده قابل ترحم و بخشش و آیا درحق بنده قابل بخشش جز خدای بخشاینده که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی سلطانت من بنده امتحان شده و آیا درحق بنده امتحان شده جز سلطان عالم که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی رهبر و دلیل و من متحیر و سرگردان و آیا درحق متحیر سرگردان جز دلیل و رهبر که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی خدای غفور آمرزنده و من بنده گنهکار و آیا درحق بنده گنهکار جز خدای غفور که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی غالب و قاهر و من بنده عاجز مغلوب و آیا درحق بنده مغلوب مقهور جز خدای غالب قاهر که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی پروردگار پرورنده خلق و من مربوب و پرورش یافته توام و آیا درحق مربوبی جزآنکه پروردگار اوست که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ تویی خدای با کبریا و من بنده فروتن و عاجز و آیا درحق بنده عاجز فروتن جز خدای باکبریای بزرگ که ترحم خواهد کرد؟ آقای من؛ ای آقای من؛ برحمتت ترحم کن و به جود و کرمت و فضل و احسانت از من راضی و خشنود باش؛ ای خدای صاحب جود و احسان و فضل و نعمت بحق نعمتت یا الرحم ا لراحمین. شب جمعه اول ماه رجب را "لیلة الرغائب" گویند (یعنی امشب) چون شب جمعه داخل شود، مابین نماز مغرب و عشا دوازده رکعت نماز می گزاری هر
دو رکعت به یک سلام و در هر رکعت از آن یک مرتبه «حمد» و سه مرتبه «انا
انزلناه» و دوازده مرتبه «قل هو اله احد» میخوانی و چون فارغ شدی از نماز
هفتاد مرتبه می گوئی «اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی اله» پس به
سجده می روی و هفتاد مرتبه می گویی «سبوح قدوس رب الملائکه و الروح» پس سر
از سجده برمی داری و هفتاد مرتبه می گویی «رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم
انک انت العلی الاعظم» پس باز به سجده می روی و هفتاد مرتبه می گویی «سبوح
القدوس رب الملائکه و الروح» پس حاجت خود را می طلبی که انشاالله برآورده
خواهد شد. _______________________________ پ.ن : امشب، شب آرزوهاست ... التماس دعای مخصوص
ای قادر مطلق و ای همیشه حاضر، تنها آرزویم تو باش
اگر اینگونه ام مقدر سازی همه چیز خواهم داشت و اگر همه آرزویی داشته باشم جز آرزوی تو، هیچ چیز نخواهم داشت ______________________________ پیامبر اکرم (ص) : *ماه رجب، ماه بزرگ خداست و ماهی در حرمت و فضیلت به آن نمی رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است و رجب ماه خداست و شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است. کسی که یک روز از ماه رجب را روزه دارد، مستوجب خشنودی بزرگ خدا گردد و غضب الهی از او دور گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته گردد. *ماه رجب ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را اصّب می گویند زیرا که رجمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته می شود. پس بسیار بگویید "استغفر الله و اسئله التّوبه". توی این چند سال اخیر؛ با
هر کی راجع به قرآن بحث کردم. از بینشون خیلی ها دلیل قرآن نخوندنشون این
بود که معنی قرآن رو نمی فهمن و همیشه واسه ی من این سوال پیش می اومد که
چطور میشه معنی قرآن رو نفهمن. خب هر کسی در حد فهم و تفکر خودش می تونه
متوجه معنی و مفهوم قرآن بشه. و طی این هفته یک بار با دوستام همین بحث پیش اومد و این جمله جواب دوستم - به سوال "چرا ماها که مسلمونیم و قرآن کتاب زندگیمونه، اونو نمی خونیم؟" - بود : "آخه
عربیشو که خوشم نمیاد تنها بخونم، فارسیشو هم که نمی فهمم چی می گه. منم
وقتی از کتابی چیزی سر در نیارم و نفهمم چی می گه؛ نمی خونمش" حیرت کرده بودم از این جواب !!! همون موقع یه کم باهاش حرف زدم و دست و پا شکسته بهش یه جوابایی دادم. و بازم امروز عصر در جواب همین سوالم از یکی از دوستان نتی اینو شنیدم : "معنی قرآن رو نمیشه فهمید، باید کسی باشه تا بهت بگه چی می خواد بگه." و باز هم من انگشت به دهان و جواب همیشگی ام : "پس چطور ماها وقتی می خونیم می فهمیم؟!!! " اما قسمت عجیب قضیه این جا بود که؛ طبق همون روالی که داشتم، قرآن رو می خوندم و عجب دقیق همین امروز، خدا بهم جواب داد : " و ما قرآن را برای وعظ و اندرز بر فهم آسان کردیم، آیا کیست که از آن پند گیرد "؟ سوره قمر؛ آیات 22 - 32 و 40 ( ترجمه مهدی الهی قمشه ای ) خدایا؛ در عجبم از تمام اتفاقاتی که در زندگی ام می افتد! _______________________________ پ.ن : عکس کار خودمه مردی خدمت رسول اکرم (ص) رسید . عرض کرد : یا رسول الله
بر من عملی بیاموز که خدا مرا دوست داشته باشد و مردم نیز مرا دوست داشته باشند و مال من زیاد گردد و بدن من سالم گردد و عمر بر من طولانی شود و با شما در قیامت محشور گردم . پیامبر (ص) در جواب فرمودند : این شش خصلت است و احتیاج به شش خصلت نیز دارد : 1-هر گاه بخواهی خداوند تو را دوست بدارد ، از غیر او پروا کن و تقوا پیشه کن . ۲- هر گاه بخواهی مردم تو را دوست بدارند ، به آنان نیکی کن و چشم طمع
به دارایی انان نداشته باش. 4- هر گاه بخواهی خداوند بدنت را سالم بگرداند ، بسیار صدقه بده . 5- هر گاه خداوند عمرت را طولانی کند ، صله رحم کن . 6- هر گاه بخواهی خداوند تو را با من محشور کند ، سجده هایت راطولانی کن . گاهی ما امر به معروف و نهی از منکر می کنیم، ولی نه تنها به این اصل ارزش نمی دهیم بلکه ارزشش را پایین می آوریمو الآن در ذهن عامه ی مردم، به چه می گویند امر به معروف و نهی از منکر؟ یک مسائل جزئی، نمی گویم مسائل نادرست ( بعضی از آن ها نادرست هم هست )،ولی این ها وقتی در کلّش واقع شود زیباست. مثلاً اگر امر به معروف و نهی از منکر کسی فقط این باشد که آقا! این انگشتر طلا را از دستت بیرون بیاور، این در جای خودش درست است، حرف درستی است اما نه اینکه انسان هیچ منکری را نبیند جز همین یکی، جز مساله ی ریش، جز مسائل مربوط به مثلاً کُت و شلوار. یکی از آقایان می گفت : شخصی را دیدم که درباره ی شخص دیگری خیلی قُر می زد. دیدم در حد تکفیر و تفسیق، دربازه ی او عصبانی است. گفتم : آخر او " لب برگردون پیرهن آدمیه" یعنی پیراهنش یقه دار است. حال وقتی که نهی از منکر ما در این حد بخواهد تنزل کند، ما این اصل را پایین آورده ایم، حقیر و کوچک کرده ایم. آن آمر به معروف و ناهی از منکرهایی که در کشور سعودی هستند، آبروی امر به معروف و نهی از منکر را برده اند؛ فقط یه شلاق به دست گرفته که کسی مثلاً [کعبه یا ضریح پیغمبر را] نبوشد. این دیگر شد نهی از منکر! برگرفته از کتاب "حماسه حسینی" نوشته ی شهید مطهری __________________________________ وای به حال ما!!! فکر می کنیم آخر مسلمونیم ... کاش خودمونو اصلاح می کردیم یه کم. برای من آمرزش طلب ای دوست! ای قادر مطلق و ای همیشه حاضر،
تنها آرزویم تو باش اگر اینگونه ام مقدر سازی همه چیز خواهم داشت و اگر همه آرزویی داشته باشم جز آرزوی تو،
هیچ چیز نخواهم داشت "خوب نیس آدم با عروسکش طوری رفتار کنه که انگار فقط یه عروسکه؛ دل نداره و نمی تونه نفرینش کنه. از قضا؛ آه اشون خیلی ام دامنگیره" بر گرفته از کتاب "کافه پیانو" __________________________________________________ بی ربط : دوستای وبلاگی تا منو دق ندن، ول کن نیستن. بابا تو رو جون من این نظرات وبلاگ رو اینقدر نبندین. مخصوصاً شما ها : مریم ، ساقی ، عرفان برگرفته از کتاب "کافه پیانو" الهي! نه جز از شناخت تو شادي است، نه جز از يافت تو
زندگاني! زنده بي تو، چون مرده زنداني است! زندگاني بي تو مردگي است! و زنده به تو، زنده ي
جاوداني است! بي جان گردم كه تو ز من پُر گردي اي جانِ جهان!
تو كفر و ايمان مني خواجه عبدالله انصاري (كشف الاسرار، ج4، ص36) * مرا کسی نساخت، خدا ساخت. نه آنچنان که
کسی می
خواست، که من کس نداشتم. کسم خدا بود، کس
بی کسان. دكتر علي شريعتي دعا هرگز جانشین وظیفه نمی شود! دكتر علي شريعتي گذشته همیشه بهتر از آنچه بوده به نظر می رسد فقط به این خاطر که دیگر
اینجا نیست. به نظر خودت اهل دنيايي يا آخرت ؟! اى احمد! دنيا و اهل آن را دشمن بدار
و آخرت و اهل آن را دوست بدار. فرمود: اهل دنيا كسى است كه خوردن و خنديدن و خواب
و غضبش زياد و رضايت او كم مي باشد. فرمود: اى احمد! اهل دنيا عيب فراوان
دارند. به نظرش با همه ي اونهايي كه تا حالا ديده بود ، يه جورايي فرق داشت . نه ماه بود كه مي شناختش . هرچند توي يه خانواده ي اهل بريز و بپاش و با فرهنگ اروپايي بزرگ شده بود ولي ، عاشق او و رفتارش شده بود . از وقتي صحبت ازدواج با او را مطرح كرده بود ، همه سخت باهاش مخالفت كرده بودند . بهش مي گفتند : دختر ، تو ديوانه شده اي ، اين مرد بيست سال از تو بزرگتره ، پول كه نداره ، ايراني هم كه هست ، حتي شناسنامه هم كه نداره !! بعضي ها هم بهش مي گفتند : اين مرد تو را رو جادو و جنبل كرده !! اما او هيچ وقت اون شبي كه چشمش به تصوير اتاقش افتاده بود و كلي اشك ريخته بود را فراموش نمي كرد ، همون تصوير زمينه سياهي كه يك شمع كوچك در آن نقاشي شده بود و زير آن به عربي نوشته شده بود : " من ممكن است نتوانم اين تاريكي را از بين ببرم ولي با همين روشنايي كوچك ، فرق ظلمت و نور و حق و باطل را نشان مي دهم " ، بعدها آن روز كه نقاش آن تصوير را از نزديك ديد ، باور نكرد كه محبوبش ، روحيه اي به اين لطافت هم داشته باشه . هميشه به يادش مونده بود كه اولين كادويي كه از او گرفته بود يه روسري گل گلي قرمز با گل هاي درشت !! بود كه براي هميشه باعث شده بود ، حجابش رو حفظ كنه . هر روز كه مي گذشت عشق و علاقه اش به او بيشتر و بيشتر مي شد... بالاخره هم تونست پدرش رو راضي كنه كه با ازدواجش موافقت كنه.... روز عقد فرا رسيد ... انگار نه انگار كه مراسمي در كار باشه ، مادرش يه گوشه با عصبانيت كز كرده بود ، پدرش حرفي نمي زد ، خواهرش مضطرب بود ، بعد از ظهر مراسم عقد بود ولي او وسايلش رو جمع كرده بود ، بره مدرسه براي تدريس ، كه خواهرش به طرفش دويد و گفت : كجا مي ري ؟ تو الان بايد بري آرايشگاه ، خودت رو درست كني ! اما او همين طور كه به طرف درب خونه مي رفت گفت: او من رو همينطوري مي خواد !! وقتي برگشت ، مهمان ها آمده بودند!! مراسم خطبه ي عقد كه برگزار شد ، همه منتظر بودند طبق رسوم اونجا ، داماد به عروس يه انگشتر كادو بده اما ، وقتي كادو رو باز كردند ، همه ديدند كه داماد يه شمع !! براي عروس كادو آورده ، همه تعجب كرده بودند اما غاده و مصطفي هر دو مي دونستند كه اين شمع خاطره ي اولين روزهاي آشنايشون هست يعني چيزي حدود 9 ماه قبل... ** تلخيص و ويرايش توسط نويسنده ي وبلاگ زمزم دل ( البته با اجازه ي !! نويسنده هاي اين چند تا كتاب ) برگرفته از وبلاگ زمزم دل ( از معدود وبلاگ های موفق؛ به نظر من ) پیامبر اکرم (ص) : خداوند نور چشم مرا در نماز قرار داد ، و نماز را بر من دوست داشتني ساخت همانگونه كه طعام را براي گرسنه ، و آب را براي تشنه . گرسنه با خوردن سير ، تشنه با نوشيدن سيراب مي گردد، اما من هرگز از نماز سير نمي شوم . " سکوت دردناک است. اما در سکوت است که همه چيز شکل مي گيرد و در زندگي ما لحظه هايي هست که تنها کار ما بايد انتظار کشيدن باشد. درون هر چيز در اعمال هستي، نيرويي هست که چيزي را مي بيند و مي شنود که هنوز قادر به درکش نيستيم، هر آنچه امروز هستيم، از سکوت ديروز زاده شده است. " جبران خليل جبران " بهاي عشق چيست بجز عشق ؟ " ماري لولا " اگر دیگران را با زیباترین منش ها و صفات بخوانیم چیزی از ارزش ما نمی کاهد بلکه او را دلگرم ساخته ایم آنگونه باشد که ما می گویم. " ارد بزرگ " اگر کسی تو را آن طور که می خواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. " گابريل گارسيا مارکز " براي اداره كردن خويش، از سرت استفاده كن. براي اداره كردن ديگران، از قلبت. " دالايي لاما " همه ادعاي رفاقت مي كنند، اما كسي كه كه آن را ثابت مي كند رفيق حقيقي است. " ماکسیم کورگی توی فکر این نبودم که راجع به این چیزا مطلبی بذارم توی وبلاگم اما با خوندن این مطلب : http://shahrvandemroz.blogfa.com/post-517.aspx حیفم اومد که خلاصه اش رو براتون نذارم. از من می شنوین حتما حتما حتما خلاصه متن رو توی ادامه مطلبم بخونین. البته من چیزهایی توی ادامه مطلب آوردم که از نظرم خیلی زیبا و دلنشین بود. چیزایی که همیشه آدم آرزو می کنه کاش همه همین طوری باشن. اگه اهل مطالب طولانی نیستین٬ این بارو توصیه می کنم بخونین چون واقعاً مفیده. " وقتي قلبت بيدار شد و شعله اي از نور شد ، تو معنا و اهميت زندگي را خواهي شناخت ، و اين فيضي عظيم است . و آنگاه سپاسگزاري و حمد طلوع مي كند . آنگاه فقط هديه زندگاني كافي است تا با آن براي هميشه و هميشه راضي و خشنود باشي " . دالايي لاما " همين لحظه حاوي بهشت و دوزخ است . همه اش بستگي به تو دارد . اگر تو خوش باشي ، شاد باشي ، اگر عاشق زندگي باشي و آن را محترم بداري و جشن بگيري . در بهشت هستي ، اگر نتواني شادماني كني ، اگر چنان زنجيرهاي سنگيني برپا و دست داشته باشي كه نتواني با آهنگ زندگي به رقص در آيي ، آن وقت در دوزخ به سر مي بري " . دالايي لاما با مردمان نیک معاشرت کن تا خودت هم یکی از آنان به شمار روی .....ژرژهربرت عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد .....شکسپیر " کسي که نداي دروني خود را مي شنود، نيازي نيست که به سخنان بيرون گوش فرا دهد " . جلال الدين بلخی " جفتت اگر پرید برای پریدن عجله نکن " . ارد بزرگ " سعادت دیگران بخش مهمی از خوشبختی ماست " . ارنست رنان " آدمی با کینه ، زندگی را بر دوستان نیز تنگ می کند " . ارد بزرگ "وسعت دنیای هر کس به اندازه وسعت اندیشه اوست" . نیچه
قبل از هر چیز برایت آرزو میکنم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد و پس از تنهاییت، نفرت از کسی نیابی. آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی. برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی، از جمله دوستان بد و ناپایدار، برخی نادوست و برخی دوستدارکه دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد و چون زندگی بدین گونه است، برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، نه کم و نه زیاد. درست به اندازه، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قراردهند، که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد تا که زیاده به خود غره نشوی. و نیز آرزومندم مفید فایده باشی، نه خیلی غیر ضروری تا در لحظات سخت،.وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است، همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرپا نگاه دارد. همچنین برایت آرزومندم صبور باشی، نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند، چون این کار ساده ای است، بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی. و امیدوارم اگر جوان هستی، خیلی به تعجیل، رسیده نشوی و اگر رسیدهای، به جوان نمایی اصرار نورزی، و اگر پیری، تسلیم نا امیدی نشوی، چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابد. امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی .....هر چند خرد بوده باشد...... و با روییدنش همراه شوی، تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد. به علاوه امیدوارم پول داشته باشی، زیرا در عمل به آن نیازمندی و سالی یک بار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی: " این مال من است" فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است! اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد، دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم ... ویکتور هوگو بهترین کارها نزد خداوند، نگهداري زبان است. امام صادق(ع) : در پیشگاه کسی که از او دانش می آموزید، فروتن باشيد. افلاطون : توقف در زندگی، مرگ تدريجي است. ناپلئون بناپارت : آنان كه روح نااميد دارند، مقصرترين مردم اند. "ضاع من کان له مقصد غیرالله" کودکان اعتماد می کنند چون هرگز شاهد خیانت نبوده اند. معجزه آنگاه رخ می دهد که این اعتماد را در نگاه پیری فرزانه ببینیم. بوبن فراموش کردن شکلی از آزادی است. جبران خلیل جبران وجود شما چنان صدای رسایی دارد که نمی توانم سخنانتان را بشنوم. امرسون هیچ کس نمی تواند ما را بهتر از خودمان فریب دهد. گوته هر کس همانگونه است که فکر می کند، پس مراقب افكار خود باشيد. ذهن همچون ساعتي پيوسته در حال كار كردن است و بايد هر روز با انديشه هاي خوب آن را كوك كرد. جي.پي.واسواني جرم اين است كه ندانيم زندگي خيلي ساده تر از اين هاست كه ما فكر مي كنيم. فردريش خداوند بي نهايت است و لامکان و بي زمان اما به قدر فهم ما کوچک مي شود و به قدر نياز ما فرود مي آيد و به قدر آرزوي ما گسترده مي شود و به قدر ايمان ما کارگشا مي شود يتيمان را پدر مي شود و مادر محتاجان برادري را برادر مي شود عقيمان را طفل مي شود نااميدان را اميد مي شود گمگشتگان را راه مي شود در تاريکي ماندگان را نور مي شود رزمندگان را شمشير مي شود پيران را عصا مي شود محتاجان به عشق را عشق مي شود خداوند همه چيز مي شود همه کس را... به شرط اعتقاد به شرط پاکي دل به شرط طهارت روح به شرط پرهيز از معامله با ابليس بشوييم قلب هايمان را از هر احساس ناروا و مغزهايمان را از هر انديشه خلاف و زبان هايمان را از هر گفتار ناپاک و دست هايمان را از هر آلودگي در بازار و بپرهيزيم از ناجوانمردي ها، ناراستي ها، نامردمي ها... چنين کنيم تا ببينيم چگونه بر سفره ما با کاسه اي خوراک و تکه اي نان مي نشيند در دکان ما کفه هاي ترازويمان را ميزان مي کند و در کوچه هاي خلوت شب با ما آواز مي خواند مگر از زندگي چه مي خواهيم که در خدايي خدا يافت نمي شود؟؟؟ "ملاصدرا" جي.پي.واسواني "جرم اين است که ندانيم زندگی خيلی ساده تر از اينهاست که ما فکر مي کنيم " . فردریش نیچه گاهي وقت ها با خود مي انديشم : «ميان من و ديگران ، فاصله اي ست گویی در کار من اشتباهی است ... وقتي اين اشتباه بر طرف شود من به همه ي مردم نزديک خواهم شد و شايد آنها را با عشقي جديد ، دوست بدارم...» جبران خليل جبران هر چه ايمان بنده خدا زيادتر شود، محبت او به زنان بيشتر مي شود. هر ديني منشي دارد و منش اسلام حياست. کسی که دیده های او عفیف باشد، اوصافش نيكو خواهد بود. كسي كه عفت داشته باشد، گناهانش سبك و منزلتش در درگاه خداوند زياد خواهد شد. كسي كه دختري داشته باشد و او را نيك تربيت نمايد و از نظر علم خوب تعليمش دهد، همانا چنين دختري مانع رسيدن آتش جهنم به والدين خود خواهد بود. حيا تمام دين است. حيا كليد رسيدن به همه خوبي ها و مانع زشتكاري هاست. ريشه عفت قناعت است و ميوه آن كم شدن اندوه ها. محصول پاكدامني قناعت است. امام (ع) فرمود : گناه تو بزرگ تر است يا كوه ها؟ گفت : گناه من. امام (ع) پرسيدند : گناه تو بزرگ تر است يا دريا ها؟ گفت : گناه من. امام (ع) پرسيدند : گناه تو بزرگ تر است يا آسمان ها؟ گفت : گناه من. اين بار امام (ع) پرسيدند: گناه تو بزرگ تر است يا بخشش خداوند متعال؟ بنده سر به زير انداخت و گفت : بخشش خداوند متعال. امام (ع) فرمود : از بخشش خداوند كريم نااميد نباش. به درگاهش توبه كن تا پذيراي توبه ات باشد. خداوند شهپر عشق را به انسان داد تا به وسيله ي آن بتواند به سوي او پرواز كند. ميكل آنژ اين زيبايي نيست كه آفريننده عشق است؛ بلكه اين عشق است كه آفريننده زيبايي است. تولستوي زندگي چيست؟ بيداري كه تنها، يك لحظه طول مي كشد و دوباره، به خواب مي پيوندد؛ دوران شگفت انگيز و كوتاهي كه تولد و مرگ را از هم جدا مي سازد؛ جرقه اي كه در ظلمت شب مي درخشد و ناپديد مي گردد. لامارتين اميد در زندگاني انسان آنقدر اهميت دارد كه بال براي پرندگان هوگو مقصرترين مردم كساني هستند كه روح مايوس دارند. ناپلئون بناپارت جواني، ستاره اي است كه فقط يك بار در آسمان عمر طلوع مي كند. ژوبر . . . چرا روح هاي بلند و دل هاي عميق، اندوه پاييز، سكوت و غروب را دوست تر مي دارند؟ دكتر علي شريعتي به مناسبت عيد سعيد غدير خم مي خوام حديثي از حضرت علي براتون بذارم : حضرت علي(ع) می فرمایند: "عبادت کنندگان سه نوعند. یکی عبادت تاجران و سوداگران که خدا را از آن جهت عبادت می کنند تا در ازای عبادت خود، به بهشت و آسايش آن دست يابند. دوم، عبادت ترسويان و بزدلان كه خدا را از آن جهت عبادت مي كنند تا مبادا گرفتار خشم خدا و عذاب جهنم شوند و اين ها از ترس عذاب آخرت، خدا را مي پرستند. اما سوم، عبادت مخلصان است كه خدا را فقط به خاطر خود خدا و شايستگي اي كه دارد، عبادت مي كنند. اينان نه از عذاب جهنم مي ترسند و نه طمع رفاه و آسايش بهشت را دارند." زندگي را دور بزن و آنگاه كه بر تارك بلندترين قله ها رسيدي، لبخند خور را نثار تمام سنگ ريزه هاي كن كه پايت را خراشيدند. زندگي زيباست زشتي هاي آن تقصير ماست، در مسيرش آنچه نازيباييسن آن تدبير ماست! نبردهاي زندگي هميشه به نفع قوي ترين ها و سريع ترين ها پايان نمي پذيرد! دير يا زود برد با كسي است كه برد را باور دارد. "ناپلئون" بسياري مردم شادي هاي كوچك را به اميد خوشبختي بزرگ از دست مي دهند. "پرل س. باك" درك زندگي تنها با نگاه به گذشته ميسر است، اما زندگي كردن، تنها با نگاه به آينده. "سورن كيركگارد" وقتي اين همه اشتباهات جديد وجود دارد كه مي توان مرتكب شد، چرا بايد همان قديمي ها را تكرار كرد؟! "برتراند راسل" عاقل حرف مي زند چون چيزي براي گفتن دارد، احمق حرف مي زند كه چيزي گفته باشد. "افلاطون" به آينده فكر نمي كنم چون به زودي فرا خواهد رسيد. "آلبرت اينشتن" يك امروز ارزش دو فردا را دارد. "بنجامين فرانكلين" از امیرالمومنان(ع) نقل شده که فرمود از رسول خدا(ص) شنیدم می فرمود: خداوند عزوجل فرموده : فاتحة الکتاب (سوره حمد) را میان خود و بنده ام تقسیم کردم ـ از اول سوره حمد تا "واو" و ایاک نستعین در صفات پروردگار سبحان و از "واو" به بعد از آن بنده است ـ نیمی از آن برای من و نیمی برای بنده من است و بنده ام آنچه بخواهد،دريافت خواهد داشت. هنگامي كه بنده مي گويد"بسم الله الرحمن الرحيم"خداوند جل جلاله مي فرمايد: بنده ام به نام من شروع كرد، بر من لازم است كه كارهاي او را به پايان برسانم و تمام حالات را بر او مبارك گردانم ـ هنگامي كه مي گويد "الحمد لله رب العالمين" خداوند جل جلاله مي فرمايد: بنده ام مرا ستايش كرد و دانست نعمت هاي او از من است و بلاهايي كه از او دفه شده به تفضل من بوده، شما را گواه مي گيرم كه نعمت هاي آخرت را بر نعمت هاي دنياي او مي افزايم و همان طور كه بلاهاي دنيا را از او گردانم، بلاهاي آخرت را نيز از او مي گردانم. و هنگامي كه بگويد "الرحمن الرحيم" خداوند جل جلاله مي فرمايد: بنده ام گواهي داد كه من رحمان و رحيم مي باشم، شما را گواه مي گيرم كه بهره او از خود زياد كنم و نصيب او را از بخشش خود فراوان مي سازم. و هنگامي كه بگويد "مالك يوم الدين" خداوند متعال مي فرمايد: شما را گواه مي گيرم، همان طوري كه اعتراف كرد كه من صاحب روز جزا هستم، در روز حساب، حساب را بر او آسان گردانم و حسنات او را قبول كرده و از سيئآتش در مي گذرم. و هنگامي كه مي گويد "اياك نعبد" خداوند عزوجل مي فرمايد: بنده من راست مي گويد، مرا مي پرستد، شما را گواه مي گيرم چنان ثوابي بر عبادتش مي دهم كه تمام كساني كه در عبادت من با او مخالفت كردند، غبطه خورند! و هنگامي كه مي گويد:"اياك نستعين" خداوند مي فرمايد: بنده من از من مدد خواسته و به من پناه آورده، شما را گواه مي گيرم او را در كارش ياري كنم و در مشكلات به فريادش مي رسم و روز مصيبت و پريشاني دستش را مي گيرم. و هنگامي كه مي گويد:"اهدنا الصراط المستقيم" (تا آخر سوره) خداوند عزوجل مي فرمايد: آنچه بنده ام تقاضا كرده براي او خواهد بود، دعاي او را مستجاب كردم و آرزويش را به او دادم و از آنچه مي ترسيد، ايمنش ساختم... و ما چقدر توجه داريم به آنچه كه مي گوييم؟؟؟؟؟ اين واقعاً كوتاهي نيست؟ من يكي كه به حال خودم متاسفم
نه عیب جو باش و نه ثناگو، نه زخم زبان زن و نه مجادله گر.
یك سینه حرف موج زند در دهان ما...

در حدیثی از امام صادق(ع) می خوانیم :"گاه هنگامی که بندگان سرکش گناه می کنن خداوند به آن ها نعمتی می دهد، آن ها از گناه خود غافل می شوند، و توبه را فراموش می کنن، این همان استدراج و بلا و عذاب تدریجی است".


عکس، کار خودمه

آقای من؛ ای آقای من؛ تویی با عزت واقتدار و من بنده ذلیلم و آیا درحق شخص ذلیل جز ذات باعزت و اقتدار که ترحم خواهد کرد؟


3- هر گاه بخواهی خداوند ثروتت را افزون کند ، مالت را پاک گردان (واجبات مالی خود را ادا کن )

- اگر بناست تصميمي بگيريم، بهتر است اين تصميم را بگيريم و با عواقبش هم رو به رو شويم. پيشاپيش نمي توان عواقب تصميم را دانست. هنرهاي غيب گويي براي مشاوره با مردم پديد آمدند، نه براي پيش بيني آينده. اين غيب گوها، اندرزهاي نيك، اما پيش گويي هاي ضعيفي ارائه مي كنند. در يكي از نيايش هايي كه عيسي به ما آموخته، مي گويد: "اراده ي خداوند انجام گيرد." وقتي اراده ي خداوند مشكلي پديد مي آورد، راه حلي هم ارائه مي كند.
اگر غيب گويي قادر به پيش بيني آينده بود، هر طالع بيني، ثروتمند، خوشبخت و خشنود بود.
پائلو كوئيلو؛ مكتوب
___________________________________
پ.ن
چه بسيار آدمايي كه زندگي هاشونو به خاطر عواقبي كه خودشون پيش بيني مي كنن؛ به نابودي مي كشونن و كشوندن.
مي خوام به اين آدما بگم :
" برو با اين پيش بيني هات خوش باش؛ زندگيتو از بين بردي و حاليت نيست."
پيروزي يعني توانايي رفتن از يك شكست به شكست ديگر بدون از دست دادن اشتياق
_______________________________
پيروز خواهم شد. تا آخر عمر مي خوام شكست بخورم تا پيروز باشم. تا كور شود هر آنكه نتواند ديد ![]()

.
.
اي دوست بي دوستان، اي پزشك بي پزشكان، اي اجابت كن پي جويان، اي مهربان بي مهربانان، اي همراه بي همراهان، اي دادرس بي دادرسان، اي رهنماي بي رهنمايان، اي انيس بي انيسان، اي رحم كن بي رحمان، اي يار بي ياران، منزهي تو؛ اي آنكه معبود برحقي جز تو نيست، به فرياد رس، به فرياد رس، رها كن ما را از آتش قهرت.
.
.
.
اي كه براي دعاكننده ي خود اجابت كن است، اي كه براي فرمانبرش دوست است، اي كه او براي هر كه دوستش دارد نزديك است و براي هر كه نگهدارش خواند ديده بان است، اي كه او به هر كه اميدش دارد كريم است، اي كه به هر كه نافرمانيش كند بردبار است و در بزرگواري خود مهربان است، اي كه او در حكمت خود بزرگ است، اي كه او در احسان خود قديم است، اي كه او به هر كه او را خواهد داناست، منزهي تو؛ اي آنكه معبود برحقي جز تو نيست، به فرياد رس، به فرياد رس، رها كن ما را از آتش قهرت.
.
.
.
________________________________________
پ.ن
نمي دونم چرا پريشب اين قسمت هاي دعاي جوشن كبير خيلي به دلم نشست؛ احوالم رو تغيير داد.
بازم التماس دعا!
* هر کسی را نه بدان گونه
که هست احساسش می کنند، بدان گونه که احساسش
می کنند،
هست.
قسمتي از كتاب"پدر! مادر! ما متهميم" اثر دكتر شريعتي كه الآن مشغول خوندنشم.


عرض كرد: اى
خداى من! اهل دنيا و اهل آخرت چه كسانى هستند؟
اگر به كسى
بدى كرد از او پوزش نمي طلبد و عذر كسى را كه از او عذر خواهى مي كند نمي پذيرد.
هنگام
عبادت، كسل و هنگام معصيت، شجاع است.
آرزويش دور
و دراز و مرگش نزديك است.
به حساب خود
نمي پردازد.
نفعش به
ديگران كم مي رسد.
حرف زياد مي
زند.
ترس كم دارد.
هنگام رسيدن
به غذا، بسيار شادمان مي شود.
اهل دنيا
هنگام نعمت، شكر و هنگام بلا، صبر نمي كنند.
به كارهايى
كه انجام نداده اند خودستايى مي كنند و چيزى را ادّعا مي كنند كه واجد آن نيستند و
از روى آرزو و هوس سخن مي گويند.
عيوب ديگران
را بازگو ولى خوبي هاى آنها را مخفى مي كنند.
عرض كرد:
آيا اهل دنيا اين همه عيب دارند؟
جاهلند،
احمقند، در مقابل استاد خود تواضع نمي كنند، خود را عاقل مي پندارند در حالى كه
نزد اهل معرفت احمق هستند.
اى احمد!
اهل خير و آخرت شرمگيناند.
كلامشان
سنجيده است.
حياى آن ها زياد و حماقتشان كم و نفع آنان فراوان و حيله
آن ها اندك است.
مردم از دست آن ها در رفاهند ولى خودشان از دست خويش در
رنجند.
به حساب
خود مي پردازند.
خود را
به زحمت مي افكنند.
چشم هايشان
مي خوابد ولى قلبشان نمي خوابد.
چشمانشان
گريان و قلب هايشان به ياد خداست.
هنگامى
كه ديگر مردمان در غفلت به سر مي برند آن ها در ذكر و ياد حق هستند.
در آغاز
نعمت، ستايش الهى و در پايان آن شكر خدا را به جاى مي آورند.
دعايشان نزد خدا مقبول و سخن ايشان نزد پروردگار پذيرفته
است و وجود آن ها مايه مباهات و خشنودى فرشتگان
است.
و دعاى
آن ها زير حجاب ها مي چرخد.
خداوند
دوست دارد كلام آنان را بشنود آن گونه كه مادر دوست دارد به كلام فرزند خود گوش
دهد.
از خداوند لحظه اى غافل نمي شوند.
پر خورى و پرگويى و پوشيدن لباس هاى متنوع و زياد و
رنگارنگ را دوست ندارند.
مردم نزد
آن ها مردگانند و خداوند، زنده كريم.
آن هايى را كه از ايشان رخ برتافتند با بزرگوارى فرا مي خوانند
و آنان را كه به اينان روى آورده اند با مهربانى مي پذيرند.
دنيا و
آخرت نزد آن ها يكسان است.

ادامه مطلب
![]()






![]()
![]()
| Design By : Night Skin |




