تبليغاتX
دل نوشته ها - یادی از گذشته
دل نوشته ها

آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم؛ نه به هر قيمتي زندگي كنيم ...

می خوام یه بچه باشم ،نمی خوام بزرگ بشم . بچگی رو به اندازه زندگی دوست دارم ، به اندازه زندگی ....

می خوام مثل بچه ها بازی کنم ، ورجه وورجک رو دوست دارم ، من شیطونی بچگی رو دوست دارم ،نمی خوام هر موقع می خوام گریه کنم دنبال یه جای خلوت واسه تنهایی بگردم ، نمی خوام این بغض سنگین همیشگی رو تو گلوم حبس کنم . از خنده های زورکی و ساختگی متنفرم ، می خوام مثل بچه ها از ته دل بخندم . می خوام مثل بچه ها راحت زل بزنم به آدما .و دنیاشون رو تماشا کنم . نمی خوام تو دنیای آدم بزرگا باشم ، از زندگی آدم بزرگا ، از همه ی دروغاشون ، از همه ی اذیت و آزاراشون ، از همه چیزشون خسته شدم . پاکی و صداقت بچگانه رو دوست دارم ، می خوام خواسته هام مثل خواسته های بچه ها باشه ، از خواسته های آدم بزرگا متنفرم . از نگاه های سنگین آدم بزرگا که همیشه آدم رو محکوم می کنه خسته شدم . می خوام مثل بچه ها بازی کنم ، از بازی آدم بزرگا متنفرم ....

اگه تو دوران بچگی این روزا رو دیده بودم هرگز نمی خواستم بزرگ بشم . می خوام مثل بچه ها گریه کنم ، می خوام مثل بچه ها جیغ بکشم ، قهر و آشتی بچگانه رو وست دارم . محبتای بچگانه رو دوست دارم . می خوام بشینم و فقط بچه ها رو تماشا کنم . از دست آدم بزرگا خسته شدم ، از محبتای ساختگیشون خسته شدم . از دورنگی هاشون ، از دروغاشون ، از اذیت و آزارشون خسته شدم . می خوام بچه بمونم ، دوست دارم مقل بچه ها همه ی حرفا رو خیلی راحت بزنم بدون هیچ ترس و دلهره ای !!! بچه ها دلشون صافه و پاک ، هیچی رو تو دلشون نگه نمی دارن اما آدم بزرگا چی ؟؟؟ کاش می شد همیشه تو عالم بچگی موند . می خوام مثل بچه ها از ته دل بخندم ، از ته دل گریه کنم . از نگاه های سنگین آدم بزرگا خسته شدم . احساس می کنم تو یه زندون حبس شدم .... دنیای بچه ها رو دوست دارم ....

دنبال یه لحظه خواب بچگانه می گردم ، فقط یه لحظه .... یه لحظه .... یه خواب سبک و آروم ....

می خوام یه بچه باشم ، نمی خوام بزرگ بشم . بچگی رو به اندازه زندگی دوست دارم ، به اندازه زندگی ....

نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 20:26 توسط محبوبه| |